تبلیغات
نمــــــــــاز

نمــــــــــاز
الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن ... نماز، معراج مؤمن است
نویسندگان
نظر سنجی
خوشحال میشم نظرتونو درباره وبلاگم بدونم....





یکى از خصوصیات ویژه در نماز و عبادت حضرت فاطمه علیهاالسلام خوف و خشیت وى بوده است .
ابومحمد دیلمى در ارشاد القلوب روایتى را در این باره نقل نموده و گوید:
کانت فاطمة تنهج فى صلواتها من خوف الله ؛
(1)
و روایت شده که حضرت فاطمه علیهاالسلام به هنگام نماز نفسش به شماره مى افتاد.
سبب این حالت که در نماز و دعا براى فاطمه علیهاالسلام پیش مى آمد خوف و خشیت وى از حضرت بارى تعالى بوده است .
ممکن است پرسیده شود که : خوف از چه چیزى ؟ مگر حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام ، معصوم نبوده و آیه تطهیر در شان او نازل نشده است ؟ پس کسى که خداوند او را از معاصى و پلیدى ها تطهیر نموده گناهى از او صادر نمى شود، چرا باید خائف و ترسان باشد؟
در پاسخ گوییم : خوف اسباب متعدد دارد، گاهى به سبب گناه و سوء عمل است و این که فردى مى داند در محضر کسى ایستاده که او را به دلیل گناهش مجازات خواهد کرد و گاهى منشاء خوف ، اطلاع و یقین نسبت به نقص خود و کمال معبود است ، و ناقص وقتى خود را در محضر کامل بیند، البته نفسش به شماره مى افتد، رنگش متغیر مى شود و حتى غش به او دست مى دهد.
در روایتى آمده است : کان امیرالمومنین علیه السلام اذا اخذ بالوضوء یتغیر وجهه من خیفة الله ؛
على علیه السلام هرگاه وضو مى ساخت ، رنگ چهره اش از خوف الهى تغییر مى کرد


ادامه مطلب

[ جمعه 1394/06/20 ] [ 06:53 ب.ظ ] [ Hoseinzadeh ] [ نظرات ]

نماز مهمترین اعمال دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادتهای دیگر هم قبول می‏شود و اگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمی‏شود. و همان طور که اگر انسان شبانه روزی پنج نوبت در نهر آبی شستشو کند، چرک در بدنش نمی‏ماند نمازهای پنجگانه هم انسان را از گناهان پاک می‏کند. و سزاوار است که انسان نماز را در اول وقت بخواند و کسی که نماز را پست و سبک شمارد. مانند کسی است که نماز نمی‏خواند، پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کسی که به نماز اهمیت ندهد و آن را سبک شمارد سزاوار عذاب آخرت است . روزی حضرت در مسجد تشریف داشتند مردی وارد و مشغول نماز شد و رکوع و سجودش را کاملا به جای نیاورد، حضرت فرمودند: اگر این مرد در حالی که نمازش این طور است از دنیا برود، به دین من از دنیا نرفته است. پس انسان باید مواظب باشد که با عجله و شتابزدگی نماز نخواند و در حال نماز به یاد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد، و متوجه باشد که با چه کسی سخن می‏گوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگی خداوند عالم بسیار پست و ناچیز ببیند و اگر انسان در موقع نماز کاملا به این مطلب توجه کند، از خود بی خبر می‏شود، چنانکه در حال نماز تیر را از پای مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام بیرون کشیدند و آن حضرت متوجه نشدند. و نیز باید نمازگزار توبه و استغفار نماید و گناهانی که مانع قبول شدن نماز است، مانند حسد، کبر، غیبت، خوردن حرام، آشامیدن مسکرات و ندادن خمس و زکات بلکه هر معصیتی را ترک کند. و همچنین سزاوار است کارهایی که ثواب نماز را کم می‏کند و به جا نیاورد، مثلا در حال خواب آلودگی و خودداری از بول به نماز نایستد، و در موقع نماز به آسمان نگاه نکند و نیز کارهایی که ثواب نماز را زیاد می‏کند به جا آورد، مثلا انگشتری عقیق به دست کند و لباس پاکیزه بپوشد و شانه و مسواک کند و خود را خوشبو نماید.» (توضیح المسائل حضرت امام خمینی (ره) ص 99)


ادامه مطلب

[ جمعه 1394/06/20 ] [ 06:46 ب.ظ ] [ Hoseinzadeh ] [ نظرات ]

در رهنمودهای جناب شیخ درباره نماز چهار نکته اساسی وجود دارد که هر چهار مورد برگرفته از متن قرآن و احادیث اسلامی است:یکی از ویژگی‌های برجسته تربیت شدگان مکتب جناب شیخ رجبعلی خیاط، حضور قلب در نماز است. و این نبود مگر بدین جهت که شیخ برای جسد بی روح نماز، ارزش چندانی قائل نبود و می‌کوشید علاقمندان او حقیقتاً نمازگزار باشند.

۱- عشق

شیخ رجبعلی خیاط معتقد بود همانگونه که عاشق از سخن گفتن با معشوق خود لذت می‌برد، نمازگزار باید از راز و نیاز با خدای خود احساس لذت کند. او شخصاً چنین بود و اولیای الهی همگی چنین‌اند.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) لذت خود از نماز را این گونه توصیف می‌فرمایند:

«جعل الله جل ثناؤه قرة عینی فی الصلاة، و حبّب إلی الصلاة کما حبّب إلی الجائع الطعام، و إلی الظمآن الماء، و إنّ الجائع إذا أکل شبع، و إنّ الظمآن إذا شرب روی، و أنا لا أشبع من الصلاة؛ خداوند (جل ثناؤه) نور دیده مرا در نماز قرار داد و نماز را محبوب من گردانید، همچنان که غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب تشنه. (با این تفاوت که) گرسنه هر گاه غذا بخورد سیر می‌شود و تشنه هر گاه آب بنوشد سیراب می‌شود، اما من از نماز سیر نمی‌شوم.»

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 1394/06/18 ] [ 10:34 ب.ظ ] [ Hoseinzadeh ] [ نظرات ]

منزل‏ جلوه‌ی خود و مسجد‎ جلوه‌ی الهی است. خارج شدن از منزل مثل خارج شدن از «خود» است و رسیدن به مسجد مثل رسیدن به خدا است. هر چه خروج انسان از منزل کامل‌تر باشد، ورود او به مسجد کامل‌تر می‌شود. اگر خروج انسان از منزل ناقص باشد، ورودش به مسجد نیز ناقص می‌شود زیرا هنگام خروج فقط بدنش از منزل خارج می‌شود و دل و فکر و حواس و هوشش در منزل جا می‌ماند و در واقع نتوانسته است عشق و مِهر و تعلق خود را از خانه بگیرد. کسی که با تمام وجود از منزل خارج شود، با تمام وجود هم به مسجد وارد می‌شود.
یک نفر در نجف مدتی خدمت یکی از اساتید اخلاق، مرحوم قاضی می‌رفت. مرحوم قاضی استاد اخلاق مرحوم علامه طباطبایی بودند. آن فرد گله کرده بود که ما به نزد آقای قاضی می‌رفتیم، ولی استفاده‌ای نبردیم. این مطلب به گوش آقای قاضی رسید که فلانی گفته که نزد شما می‌آمده امّا شما به او توجه‌ای نکرده‌اید و او نتیجه نگرفته است. آقای قاضی گفتند:"ایشان کی از خودشان بیرون آمدند که به این جا آمده باشند؟!" لفظ ساده‌ای است اما بار معنایی بالایی دارد. یعنی این مدت که می‌آمد و می‌نشست اگر «خود»ش را بیرون در می‌گذاشت و بعد وارد می‌شد، پیش من آمده بود. از این جهت کاری از من ساخته نبود!
خروج از منزل و ورود به مسجد و نماز هم به همین شکل است. گاهی یکی می‌گوید که مدت‌ها در مسجد نماز خواندم ولی استفاده‌ی چندانی نکردم! چگونه می‌شود استفاده کرد وقتی که هنوز از «خود» بیرون نیامده‌ایم؟!
حسینیه ها و مساجد و امام زادها، محل و منبع شارژ نور ورحمت هستند. انسان با حضور در این اماکن احساس سبکی و رحمت و نعمت می کند. زایر بُقاعِ متبرکه نیز نباید خروجش از خانه و وطن فقط خروج بدنی باشد. هر چه خروج از «خود» بیشتر و غنی‌تر باشد، ورود به آن حرم‌ها، پرمعناتر و نتیجه بخش‌تر خواهد بود. این که گاهی زایر در مسیر سفر دچار مصایب و رنج می‌شود، برای این است که کمی از «خود»ش خارج شود تا وقتی که به آن جا رسید، هوش و حواسی داشته باشد تا بتواند از نزدیکی به اولیای خدا استفاده کند. آیه‌ی شریفه هم می‌گوید: «وَ لَنَبلُوَنَّکُم بِشَی‌ءٍ مِنَ الخَوفِ وَ الجُوعِ وَ نَقصٍ مِنَ الاَموَالِ وَ الاَنفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ »:"ما شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کم شدن از مال و «خود» هاتان و ثمرات، می‌آزماییم و به صبوران بشارت دهش


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 1394/06/18 ] [ 10:24 ب.ظ ] [ Hoseinzadeh ] [ نظرات ]

چکیده: یکی از دغدغه های بسیاری از مادران و پدران محترم، تربیت دینی کودکانشان است. همین امر سبب شده تا به دنبال یک روش موثّر برای جذب کودکانشان نسبت به آموزه های دینی باشند. از سوی دیگر؛ همه والدین می دانند یکی از آموزه های مهمّ دینی که نقش بسیار موثّری در تربیت فرزندانشان دارد، نماز است. لذا به دنبال شیوه های کاربردی برای جذب و علاقه فرزندانشان به نماز می باشند. با توجّه به اینکه اجرای هر برنامه ای باید خالی از افراط و تفریط و رعایت نکات تربیتی باشد، از سوی اهل بیت(علیهم السلام) رهنمود هایی در این باره آمده است که می تواند برای این دسته از والدین بسیار حائز اهمیّت باشد. کلمات کلیدی: نماز – فوائد وآثار – الگوپزی – محبت – هفت سالگی – تشویق

اهمیّت نماز

در آیات قرآن کریم، بیش از 122 آیه پیرامون نماز وارد شده است که دلالت بر اهمیّت این دستور الهی دارد. همچنین تعبیراتی که در احادیث ائمه(علیهم السلام) در مورد نماز آمده همین مطلب را تایید می کند. گاهی نماز به منزله سر در بدن قرار گرفته، و گاهی اسلام بر پنج پایه تصوّر شده است که یکی از آنها نماز است.
پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) نماز را نور چشم خود می داند،
(3) و یا آن را بسان معشوقه ای توصیف می کند که هم صحبتی با او هر سختی را گوارا می سازد.(4)
آری نماز فروغ چشمی است که سایر اعضاء با آن مسیر خود را می یابند و میزانی است که همه اعمال با آن سنجیده می شود(5) و کسی که میزانش را بر ندارد در روز قیامت اعمالش را چگونه محاسبه خواهند کرد؟!(6)
نماز آن گونه است که، پیامبران الهی نیز به آن سفارش شده اند و از سفارش کنندگان به آن بوده اند. پیشوایان الهی چه در طول حیات پر برکت خود و چه در لحظات واپسین زندگی همواره به نماز عنایت داشته اند.(7) حضرت ابراهیم(علیه السلام) در جهت اقامه نماز، همسر و کودک خویش را در بیابانی بی آب رها می کند(8) و با این حال از خداوند تقاضا دارد تا او و فرزندانش را در زمره اقامه کنندگان نماز قرار دهد.(9) چه سعادتی است اقامه نماز که حضرت عیسی(علیه السلام) می گوید: «وَ اَوْصانِی بِالصَّلوهِ وَ الزَّکوهِ ما دُمْتُ حَیّاً»(10)؛ (مادامی که در حیاتم به نماز و زکات توصیه شده ام). حضرت موسی(علیه السلام) نیز مامور به اقامه نماز است.(11) و لقمان حکیم فرزندش را به اقامه نماز توصیه می کند(12) و سرانجام نماز بر همه مومنان نوشته شده است(13) تا از این چشمه جوشان بهره گیرند(14) و به معراج رسند.(15)
پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) نیز از سوی خداوند مامور است تا خانواده خویش را به نماز فراخواند و خود نیز بر این امر پایداری کند «وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا».(16) چراکه نماز معراج مومن است، و هر کس از عروج باز ماند در سقر زمین گیر خواهد  شد؛ «مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَر؟ َقَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ». (17)


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 1394/06/18 ] [ 10:15 ب.ظ ] [ Hoseinzadeh ] [ نظرات ]

 

از همان آغاز تولد کودک، فهم و شعور و عقلش پا می گیرد و شکوفا می شود. عسل شیرین خداپرستی باید به کام او ریخته شود.

شناساندن خداوند و پرستش خداوند دو مقوله هستند. که این قسمت بعدی بیشتر توجه و عنایت می طلبد، باید کودک را پیوسته در مسیر خداپرستی حفظ کرد و او را در این مسیر یاری کرد.

اسلام عنایت دارد که کودک از هفت سالگی بتدریج به سوی عبادت کردن کشانده شود یکی از اصحاب امام صادق(ع) می گوید از حضرت پرسیدم که کودک از چه سنی شروع به نماز خواندن کند و یا نماز به او یاد داده شود؟ فرمود: از هفت سالگی.


ادامه مطلب

[ دوشنبه 1394/06/16 ] [ 07:01 ب.ظ ] [ Hoseinzadeh ] [ نظرات ]

جابر ابن عبدالله انصارى گوید:روزى به همراه مولاى متّقیان، امام على علیه السلام بودم، شخصى را دیدیم که مشغول نماز است، حضرت به او خطاب کرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مى‌دانى که چگونه و براى چه مى‌باشد؟ اظهار داشت: آیا براى نماز مفهومى غیر از عبادت هم هست؟ حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن کسى که محمّد صلّى الله علیه و آله را به نبوّت مبعوث گردانید، نماز داراى تأویل و مفهومى است که تمام معناى عبودیّت در آن خواهد بود. آن شخص عرض کرد: پس مرا تعلیم فرما. 

 امام فرمود: معنا و مفهوم اولین تکبیر آن است که خداوند، سبحان و منزّه است از این که داراى قیام و قعود باشد. دومین تکبیر یعنى؛ خداوند موصوف به حرکت و سکون نمى‌باشد. سومین تکبیر یعنى؛ نمى‌توان خداوند را به جسمى تشبیه کرد. چهارمین تکبیر یعنى؛ چیزى بر خداوند عارض نمى‌شود. پنجمین تکبیر مفهومش آن است که خداوند، نه محلّ خاصى دارد و نه چیزى در او حلول مى‌کند. ششمین تکبیر معنایش این است که زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد. و هفتمین تکبیر یعنى؛ بدان که خداوند سبحان همچون دیگر اجسام، داراى أبعاد و جوارح نیست. سپس در ادامه فرمایش خود فرمود: معناى رکوع آن است که مى‌گویى: خداوندا! من به تو ایمان آورده‌ام و از آن دست بر نمى‌دارم، گرچه گردنم زده شود. و چون سر از رکوع بر مى‌دارى و مى‌گوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» یعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده‌اى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستى مطلق تویى. و هنگامى که سر بر سجده فرود آورى، گویى: خداوندا! مرا از خاک آفریده‌اى؛ و سر بلند کردن از سجده یعنى؛ مرا از خاک خارج گردانده‌اى. و همین که دومین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاک بر مى‌گردانى؛ و چون سر بلند کنى گویى: و مرا از درون همین خاک در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مى‌گردانى. و مفهوم تشهّد، تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولایت اهل‌بیت او علیهم صلوات الله مى‌باشد. و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، که در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.

منبع:   مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۱۰۵، ح ۵ /  بحار الانوار:، ج ۸۴، ص ۲۵۳، ح ۳۸.




[ دوشنبه 1394/06/16 ] [ 06:55 ب.ظ ] [ Hoseinzadeh ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Hoseinzadeh Asl :.

تعداد کل صفحات : 31 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ


امام صادق (ع) فرمودند : شفاعت ما به کسی که نمازش را سبک بشمارد نمی رسد....
دوستای خوبم شرمنده ک ی مدت نبودم :))

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




دریافت كد

اللهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِوَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَانفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُون
خداى یکتا که جز او کسی شایسته ستایش نیست / او همیشه زندهء پا برجای است /(پس) هیچ گاه خواب سبک و سنگین او را فرا نمی گیرد /آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است در سیطره مالکیّت و فرمانروایى اوست /مگر می شود کسی شفاعت کند(مردم را) بدون اجازهء او / به پیدا و پنهان ایشان آگاه است / وایشان ذرّه ای از دانش او را احاطه ندارند / مگر به آنچه او بخواهد / دامنه تخت (سلطنت) او آسمانها و زمین است/ نگهداری اینها برایش کاری نیست / و او بلند مرتبه ترین و بزرگ مطلق است در دین اجباری نیست،فرق میان پیشرفت و سقوط بیان شده است/ پس آن کس که طغیانگر بودامّا به خدا ایمان آورد به بهترین دستاویز نجات (از پرتگاه) رسیده است که پاره شدنی نیست /و خدا شنوا و دانا است./ خدا پشتیبان افراد باایمان است آنها را از تاریکیها بیرون می ‌آورد و به طرف نور میبرد/ به همان صورت به کسانی که طغیان کردند کمک میکند چنان که آنها را از نور بیرون آورده به درون تاریکیها میبرد/.آنهایند اهل آتش جهنّم و همیشه در آن خواهند بود