تبلیغات
نمــــــــــاز

نمــــــــــاز
الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن ... نماز، معراج مؤمن است
نویسندگان
نظر سنجی
خوشحال میشم نظرتونو درباره وبلاگم بدونم....









این اشکهای سر زده خواهی نخواهی است

یعنی تمام شعرم اسیر دو راهی است

 

این واژه های تب زده غرق تلاطم اند

در های و هوی تشنگی و العطش گم اند

 

باید ز هرم آه دلی شعله ور کنیم

با چلچراغ اشک شبی را سحر کنیم

 

باید دخیل دل به پر جبرئیل بست

آری به قلب معرکه باید سفر کنیم

 

پس از کدام حادثه باید شروع کرد

پس از کدام واقعه صرف نظر کنیم

 

میدان پر از صدای کف و طبل و هلهله است

خیمه اسیر شیون و آشوب و ولوله است

 

آرام دیده‌ی تری از دست می رود

صبر و قرار مادری از دست می رود

 

بی‌تاب می شود ز تلظی اصغرش

با دیدن کبودی لب های پرپرش

 

در مشک های تشنه نَمی هم نمانده است

آبی به غیر اشک دمادم نمانده است



این اشکهای سر زده خواهی نخواهی است

بانوی دل شکسته اسیر دو راهی است

 

ماتم گرفته کودکش آخر چه می‌شود

لب‌های خشک سوره‌ی کوثر چه می‌شود

 

یک جرعه آب گرچه دگر در خیام نیست

او را توان خواهش آب از امام نیست

 

با دست عمه هر گرهی باز می شود

قلب علی هوائیِ پرواز می شود

 

تا عرش دست های پدر پر کشیده تا ...

تا قلّه‌ی های عشق و شهادت رسیده تا ـ

 

ـ محشر به پا کند همه جا با صدای خود

این بار با صدای رجز گریه های خود

 

اما سپاه کوفه جوابش شنیدنی است

تصویر آب دادن این غنچه دیدنی است

 

چشمان تیر محو سیپیدی حنجرش

رحمی کند خدا به دل خون مادرش

 

ای وای التهاب سه شعبه چه می کند؟

با این گلو شتاب سه شعبه چه می کند؟

 

تیری که روی دست پدر کرد پرپرش

حالا دخیل بسته به رگهای حنجرش

 

این اشکهای سر زده خواهی نخواهی است

حالا امام خسته اسیر دو راهی است

 

این گونه عاقبت پسر از دست می رود

بیرون کشد سه شعبه سر از دست می رود

 

«یک گام رو به پیش و یکی رو به پس رود

حالا مردد است به سوی چه کس رود»

 

دیده میان قلب حرم اضطراب را

دیده کنار خیمه غروب رباب را

 

دیدند پشت خیمه پدر قبر می‌کند

قبری برای این دل بی صبر می‌کند

 

اما چگونه خاک بریزد بر این گلو

بر چشمهای بی رمق و نیمه باز او

 

بهتر که پشت خیمه ای آرام خفته است

بهتر که راز جسم نحیفش نهفته است

 

بر ساحت تنش که جسارت نمی شود

اعضاش عصر واقعه غارت نمی شود

 

دیگر به شام شوم تماشا نمی‌رود

دیگر سرش به نیزه‌ی اعدا نمی‌رود

 

تا شام و کوفه همسفر آفتاب نیست

بر نیزه ها مقابل چشم رباب نیست


این اشکهای سر زده خواهی نخواهی است

شاعر هنوز هم به سر این دو راهی است

 

گفتند که نیامده دشمن به سوی او

سر نیزه ای نبوده پی جستجوی او


اما چه کرد کینه‌ی این قوم با تنش

شد سینه‌ی شکسته‌ی ارباب مدفنش *

 




[ جمعه 1393/08/9 ] [ 12:59 ب.ظ ] [ Hoseinzadeh ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Hoseinzadeh Asl :.
درباره وبلاگ


امام صادق (ع) فرمودند : شفاعت ما به کسی که نمازش را سبک بشمارد نمی رسد....
دوستای خوبم شرمنده ک ی مدت نبودم :))

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




دریافت كد

اللهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِوَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَانفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُون
خداى یکتا که جز او کسی شایسته ستایش نیست / او همیشه زندهء پا برجای است /(پس) هیچ گاه خواب سبک و سنگین او را فرا نمی گیرد /آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است در سیطره مالکیّت و فرمانروایى اوست /مگر می شود کسی شفاعت کند(مردم را) بدون اجازهء او / به پیدا و پنهان ایشان آگاه است / وایشان ذرّه ای از دانش او را احاطه ندارند / مگر به آنچه او بخواهد / دامنه تخت (سلطنت) او آسمانها و زمین است/ نگهداری اینها برایش کاری نیست / و او بلند مرتبه ترین و بزرگ مطلق است در دین اجباری نیست،فرق میان پیشرفت و سقوط بیان شده است/ پس آن کس که طغیانگر بودامّا به خدا ایمان آورد به بهترین دستاویز نجات (از پرتگاه) رسیده است که پاره شدنی نیست /و خدا شنوا و دانا است./ خدا پشتیبان افراد باایمان است آنها را از تاریکیها بیرون می ‌آورد و به طرف نور میبرد/ به همان صورت به کسانی که طغیان کردند کمک میکند چنان که آنها را از نور بیرون آورده به درون تاریکیها میبرد/.آنهایند اهل آتش جهنّم و همیشه در آن خواهند بود